السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
43
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
در اين ارتباط و در تأييد مطالب فوق ملاحظه مىكنيم ابو بكر - هنگامى كه بيماريش شدت مىگيرد - به عمر بن خطاب وصيت مىكند و به عثمان امر مىكند وصيتش را چنين بنويسد : « به نام خداوند بخشندهء مهربان . اين وصيتى است از ابو بكر ، خليفهء رسول اللّه به مؤمنان و مسلمانان . درود بر شما . خداى را حمد و ستايش مىكنم . اما بعد : همانا عمر بن خطاب را بهعنوان حاكم بر شما گماشتم . بنابراين به سخن او گوش دهيد و از وى اطاعت كنيد » « 1 » . در اين موقع عبد الرحمن بن عوف وارد شد و گفت : « اى خليفهء رسول خدا ! حال شما چطور است ؟ ابو بكر پاسخ داد : در حال تعيين جانشين بودم كه شما بار مرا سنگينتر كرديد ؛ وقتى مىبينيد يكى از شما را حاكم قرار دادم ، اما هيچيك از شما راضى نيست و هريك [ اين صيد را در دام خود مىخواهد ] و آن را براى خويش
--> قضيه و تثبيت خلافت ابو بكر ، اينگونه كه دست او را گرفت و گفت : دستت را بده تا با تو بيعت كنم . ر . ك : بحث سقيفه در تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 234 ، و ص 203 ، چاپ دار التراث ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 6 - 9 ، تحقيق ابو الفضل ابراهيم . ( 1 ) - مختصر تاريخ دمشق ، ابن منظور ، ج 18 ، ص 310 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 352 .